پست ثابت وبلاگ

ازدواج برای توانمندی شخصیت و فضایل اخلاق و به نمایش گذاشتن جوانمردی و محبت زنانگی و یافتن عزت نفس است .
تبلیغات 
|
-
بازدید های امروز:
|
اگر میخواهید بدانید که توانایی عاشق شدن را دارید یا نه سوالات زیر را با دقت پاسخ داده و بروی دکمه جواب کلیک نمایید .


پست ثابت وبلاگ

ازدواج برای توانمندی شخصیت و فضایل اخلاق و به نمایش گذاشتن جوانمردی و محبت زنانگی و یافتن عزت نفس است .

وبلاگ پیوند آسمانی در جسنواره وبلاگ نویسی ازدواج به عنوان وبلاگ برگزیده معرفی شد.
http://javan-festival.ir/News.aspx?ID=12 کلیک کنید.
خود را آنچنان که هستید بپذیرید.
امروز بسیاری از زنان، واقعیت موجود خودشان را باور ندارند، بسیاری از آنها در رویاهای خود میگویند:
«اگر من فقط زیبا بودم، اگر فقط کمی پول داشتم، اگر من با کس دیگری ازدواج میکردم، اگر فقط، اگر فقط...» چه زندگی غمانگیزی. تنها تعداد محدودی از زنها با مردهای میلیونر ازدواج میکنند...

فقط شمار اندکی از زنان شبیه به ملکههای زیبایی هستند و اگر این آرزو واقعاً برای کسی تحقق یابد، لزوماً او را خشنود نمیکند.
شما باید اول خودتان را دوست داشته باشید. اگر خودتان را دوست نداشته باشید، غیرممکن است که بتوانید به دیگران عشق بورزید، زیرا هیچچیز با ارزشی ندارید که به آنها ارائه کنید. علاوه بر این، اگر خود را دوست نداشته باشید، شوهر شما هم نمیتواند کاملاً شما را دوست بدارد.
اگر شما میتوانید خود را عوض کنید، پس این کار را انجام بدهید، ولی اگر قادر نیستید، لااقل خود را بهعنوان یک آفریده ارزشمند خداوند قبول کنید و هدف خداوند را از آفرینش خود و مأموریت خویش را در عالم هستی دریابید.
در مقابل آینه بایستید و به خود بنگرید. به آن زنی که در آینه است بگویید: «من خود را همانطور که هستم و آنچنان که خدا آفریده دوست دارم. زیبایی امری است نسبی و دیدگاه هر کسی نسبت به زیبایی و جذابیت با دیگران متفاوت است. زیباییهای درون بسیار ارزشمندتر و ریشهدارتر و پایدارتر از زیبایهای ظاهری و بیرونی است و چه بسیار صورتهای زیبا و فریبنده که صاحبش را اسیر دامهای شیطان کرده است. به خود بگویید من زیباترین زن برای همسرم هستم به شرط آنکه در قلب او جای گرفته باشم. شاید گفتن این مطلب آسان باشد و عمل کردن به آن، مشکل. شما انسانی هستید مانند دیگران. دارای محاسن و معایبی. بنابراین زیاد به خود سخت نگیرید و از آن مهمتر خود را دستکم نگیرید.
وقتی شما خودتان را شناختید، و پذیرفتید که خودتان را دوست دارید، آنگاه شما آزاد هستید که خودتان باشید.
«مهمترین نکته این است که: با «خود» خودت راستگو باشی و این کردار باید ادامه یابد، همانگونه که سیر روز و شب ادامه دارد. پس آنگاه قادر نخواهی بود به کسی دروغ بگویی.» (شکسپیر)
متانت و وقار و کسب اعتماد به نفس برای هر زنی لازم است. کشف کنید که واقعاً چه کسی هستید و به کجا میروید. اعتقادات خود را تقویت کنید. این شهامت را داشته باشید که بر طبق معیارها و اصول ارزشمند خود زندگی کنید. از منزلت و مقام یکتای خود در نزد خداوند در این جهان لذت ببرید. تفاهم، پذیرش و عشق فرآیندهایی هستند که ممکن است در یک روز و یک هفته و یا حتی یک سال به وجود بیایند. ولی وقتی شما شروع میکنید، در این راه قدم گذاردهاید. شما خودتان را برای رسیدن به شوهرتان، فرزندانتان، دوستانتان و دنیا، آماده میکنید. نیازی نیست که یک تماشاچی داشته باشید. بهمحض اینکه از خودتان مطمئن شدید، میتوانید خود را به میدان زندگی بیفکنید. آنگاه، دیگر فقط یک تماشاچی بیاراده و بیتأثیر در صحنه زندگی نخواهید بود که نمیداند برایش چه اتفاقی افتاده. شما، بخشی از رویدادهای مهم زندگی خویش خواهید بود.
اگر به سوالات زیر پاسخ درست بدهید یعنی شما درک صحیحی از مراسم ازدواج و حواشی آن دارید و میتوانید برای مزدوج شدن اقدام کنید:

1- چرا زنها مهریه میگیرند و مردها مهریه میدهند؟
الف- چون عدالت رعایت شود!
ب- ای آقا! حالا کی داده کی گرفته؟
ج- چون آقای داماد دست از پا خطانکنه
2- به هدیه خانواده عروس به اطرافیان داماد چه میگویند؟
الف- خلعتی
ب- جارخته
ج- جارفته
3- خانواده عروس در شب حنابندان در جواب شعر «حنا حنا آوردیم، دختر تونو بردیم» چه میکنند؟
الف- میگویند «حنا حنا ارزونیتون، دختر نمیدیم بهتون» یعنی کلا همه ملت سر کارند.
ب- با دست خود علامت خاصی را نشان میدهند.
ج- زبان درازی میکنند.
د- میگویند «نوش جونتون»
4- از بیت «امشب چه شبیست شب مراد است امشب... بادابادا مبارک بادا» چه نتیجهای میگیریم؟
الف- اسم داماد «مراد» است.
ب- مبارک باید بدود.
ج- شنیدن این شعر برای بچهها مناسب نیست.
5- چرا به هدیه سر عقد داماد به عروس «زیر لفظی» میگویند؟
الف- «چون زیر میزی» نمیشد بگویند.
ب- چون «عروس گول زنک» نمیشد بگویند.
ج- چون کادو را زیر زبان عروس میگذارند.
6- به فاز سوم پروژه ازدواج، که قبل از عقد و بعد از بعله برون برگزار میشود، چه میگویند؟
الف- مادر زن سلام
ب- مادر زن بای بای
ج- خرید عروسی
د- خرج و مهر برون!
7- در بیت «باز شود دیده شود بلکه پسندیده شود» چه چیزی باید باز شود؟
الف – تمام کمد ها و کابینت های منزل عروس
ب- کادوهای فامیل
ج- بخت دخترهای فامیل که همین شعر را دارند جیغ میزنند!
8- جای خالی را پر کنید و برداشت خود را از این شعر بگویید:
چرا ... ندادین؟ کنار دریا ندادین؟
الف- قلیون، داماد ... بوده
ب- ویلا، ماشاالله رو که رو نیست!
ج- اس ام اس، مهمانها سر زده از شمال اومدن
9- پدر عروس شب عروسی جلوی در تالار چه کار میکند؟
الف- بشکن میزند.
ب- شاباش جمع میکند.
ج- مراقب است داماد فرار نکند.
منبع : آهنگ زندگی - باتغییر
در زندگی که ما انسانها میکنیم شاید تصوراتی اشتباه از زندگی مشترک داشته باشیم و یا دلایلی اشتباه برای زندگی مشترک خود بیاوریم.

1- ازدواج به دلیل دوری از خانواده و پدر و مادر:
وقتی وضعیت در خانهی پدری، شوم و اندوه بار باشد، ازدواج یک راه گریز محسوب میشود.
تعجبی ندارد که خیلیها این راه گریز را انتخاب میکنند؛ اما بهطور معمول، این مسیری است که شما را از چاله درآورده و به چاه میاندازد. یکی دو سال دیگر در خانهی پدر و مادر ماندن، بهتر از آن است که با نخستین پیشنهاد ازدواج، تن به تاهل دهید، چون آن وقت ممکن است شریک زندگیتان تا آخر عمر سبب رنجش و آزار شما گردد
2- ازدواج به دلیل نگرش یک جانبهی پدر و مادر شما به شخص مورد نظر:
البته جای تعجب دارد که پدر و مادر شما به طور واقعی، همسر آیندهی شما را دوست بدارند؛ اما دوست داشتن این فرد از سوی آنان، دلیل کافی برای مدنظر قرار دادن ازدواج با آن فرد نیست. سالهای آینده، زمانی که (بعد از 120 سال ) از میان شما رفتند، شما کماکان باید اسیر فرد رویاهای آنان باشید؛ فردی که شاید مرد یا زن رویاهای شما نباشد.
3- ازدواج فقط به دلیل پول و ثروت:
اگر شما شیفتهی فردی هستید که ثروتمند است و فقط به همین دلیل حاضرید با او ازدواج کنید و به دیگر ابعاد توجه نمیکنید، این ملاک مناسبی نمیباشد.
ایدهی ازدواج کردن با یک فرد، بدون توجه به احساس و عاطفهی قلبی و فقط از روی نگاه مادی گرایانه، بهطور یقین، عقلانی نیست و اشتباه میباشد.
4- ازدواج به دلیل ترحم و دلسوزی به یک فرد:
گاهی انگیزهی فرد برای ازدواج، نجات دادن شخص مقابل از تنهایی، فشارهای زندگی، مشکلهای اقتصادی و اجتماعی و دلیلهای دیگر است.
برای نمونه، دختری که به پسری وابستگی شدید دارد، مسوولیت زندگی او از جمله کار، مسکن و مسائل مادی را میپذیرد. چنین انگیزههایی بعد از مدتی کوتاه، رو به خاموشی میرود و در نهایت، زندگی مشترک را با بحران مواجه میسازد.
5- ازدواج به دلیل خو گرفتن به ارتباط در طی زمان طولانی:
هنگامی که دو نفر پس از آشنایی، تصمیم به ازدواج با یکدیگر میگیرند، اشکالی ندارد؛ اما موقعی اجبار به دلیل «عادت محض» خطرناک میشود که دو نفر که با هم ازدواج کردهاند و بعد، از یکدیگر طلاق گرفته و به هم عادت کردهاند، تصمیم بگیرند دوباره شانس خود را امتحان کنند؛ مطمئن باشید هرگاه بار نخست، کارساز نبوده باشد، بار دوم نیز، کارساز نخواهد بود.
6- فردی که برای رسیدن به شما از همسرش جدا میشود:
بهطور معمول، اینگونه ازدواجها، زیاد دوام نخواهد آورد و پایهای برای یک رابطهی درازمدت نخواهد بود. فردی که به خاطر شخصی حاضر است به همسر یا نامزد خود خیانت کند، بهطور مسلم رابطهی آنان، استحکامی نخواهد داشت؛ زیرا کسی که توسط شما به فرد دیگری خیانت کرده، روزی نیز به خود شما خیانت خواهد کرد.
Image
7- ازدواج، ابزاری برای دستیابی به خواستههای دیگر:
گاهی انگیزهی اصلی در تشکیل زندگی مشترک، عشق به فرد مقابل و نیاز روانشناختی به زیستن با فرد مقابل نیست؛ بلکه او وسیلهای برای رسیدن به هدفهای دیگر میشود.
برای نمونه، خانمی که دوست دارد در خارج از کشور زندگی کند، ممکن است با پیشنهاد فردی جهت ادامهی زندگی مشترک در خارج با او ازدواج کند؛ ولی مسائل فرهنگی، استرسهای متعددی را به دنبال داشته است؛ بنابراین گاهی ازدواج به خاطر ترس از تنهایی، از دست دادن زیبایی، از دست دادن پدر و مادر، کاهش شور زندگی و ... صورت میگیرد. در چنین فضایی، امکان سازگاری با مشکلهای زندگی، ضعیف بوده و در نهایت، ضریب ریسک این ازدواجها، بالا میباشد.
8- ازدواج به دلیل عشق سطحی و زودگذر:
گاهی دو نفر، چنان علاقهای به یکدیگر پیدا میکنند که گمان میبرند به راستی، عاشق هم هستند. وقتی هیجان با سرعت چشمگیری در رابطهها پیش برود، شناخت یکدیگر به روال عادی و تدریجی خود، پیش نمیرود؛ زیرا وقت کافی برای این امر وجود نداشته است.صراحت، صداقت و اعتمادی که لازمهی یک رابطهی محکم است، احتیاج به زمان دارد. یک آشنایی سریع، هر چهقدر هم که هیجانآور باشد، تنها یک صمیمیت ظاهری به بار میآورد که به آسانی با نزدیکی و صمیمیت واقعی، اشتباه میشود. به همین دلیل، ازدواجهایی که در کوتاهمدت اتفاق میافتند، ممکن است خطرهایی را به دنبال خواهند داشت.
9- ازدواج فقط به دلیل پدر و مادر شدن:
بدون شک، یکی از مهمترین عاملهای تحریک کننده برای ازدواج، این است که فرد، خود را پدر یا مادر ببیند و دوست داشته باشد که صاحب فرزندی شود؛ اما آیا به این موضوع آگاهی دارید که قادر هستید از لحاظ تربیتی، عاطفی، اخلاقی و مادی، شرایطی را برای هرچه بهتر تربیت شدن فرزندتان فراهم کنید؟ بیشک روزگار سپری میشود؛ بچهها بزرگ میشوند؛ ازدواج میکنند و به دنبال زندگی خویش میروند.آنگاه است که احساس میکنید باز شما هستید و تنهایی. پس فردی را انتخاب کنید که فقط در فکر این نباشید که با او صاحب فرزند شوید؛ بلکه شخصی باشد که در تمام مراحل زندگی، پا به پای شما، گام بردارد و مونس و همدم واقعیتان باشد.
10- ازدواج فقط به دلیل پایان دادن به دوران نامزدی:
دوران نامزدی دستکم، شرایطی را برای آگاهی زوجین از هم فراهم میآورد. تعدادی از افراد در این دوران، متوجه تفاوتهای بسیاری بین خود و فرد مقابل میشوند یا در این دوران، متوجه ناراحتی و یا مبتلا بودن فرد به یک اختلال روانی یا وابستگی او به مواد مخدر میشوند؛ اما با وجود آگاهی به این مسائل، بنا به دلیلهای فرهنگی از جمله اینکه به هم خوردن نامزدی را مساوی با بیآبرویی و از دست دادن حیثیت خود، قلمداد میکنند، تن به ازدواج میدهند.
چنین تجربههایی در زندگی مشترک، بسیار بحرانزا بوده و احتمال جدایی آنان قابل پیشبینی است.
11- ازدواج فقط به دلیل زیبایی ظاهری:
اهمیت جذابیت جسمانی، به عنوان یک عامل مهم در دوستیها و مناسبهای اجتماعی، غیرقابل انکار است. به نظر میرسد افرادی که جذابیت ظاهری دارند، رفتارهای پسندیدهتر و ویژگیهای شخصیتی زیباتری هم داشته باشند. به خاطر چنین تصوری، تعداد زیادی از دختران و پسران، مجذوب جذابیت جسمانی هم میشوند، زمانی که اهمیت این عامل در معیارهای افراد برای تشکیل زندگی مشترک، بدون توجه به عاملهای اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و شخصیتی افراد لحاظ میشود، ضریب خطرپذیری چنین ازدواجهایی نیز به طور طبیعی، بالا خواهد رفت.
نتایج نظر سنجی : غیر از مشکلات اقتصادی کدامیک از گزینه ها علت تاخیر ازدواج میباشد؟ برایتان آماده کرده ام.

همان طور که در تصویر مشاهده میکنید سخت گیری جوانان از نظر بازدیدکنندگان با 44.4% بیشترین نقش را در تاخیر در ازدواج دارد.
از نظر اسلام اهداف اساسی ازدواج عبارتند از:
1 – رسیدن به آرامش:
در نظام الهی و فرهنگ قرآنی، هدف اصلی از ازدواج رسیدن به آرامش روان و آسایش خاطر، پیمودن طریق رشد، دستیابی به کمال انسانی و نزدیکی به ذات حق است.
تردیدی نیست که از تنهایی به درآمدن، همسر و همراه شدن ، خانوادۀ مستقل تشکیل دادن، ارضای کششهای نفسانی و غرایز طبیعی و فرزند آوری از نتایج قهری ازدواج، نیز از مهمترین عوامل مؤثر در آرامش روان، آسایش فکر و جان و احساس رضامندی درونی است.(1)
قرآن کریم در معرفی فلسفه ازدواج میفرماید: «و یکی (دیگر) از نشانه های خدا این استکه از جنس خودتان همسرانی برای شما آفرید تا در کنار آنها آرامش پیدا کنید»(2) خداوند در این آیه و آیه 189 اعراف، ضمن آن که حقیقت زن و مرد را یک گوهر دانسته و هیچ امتیازی از لحاظ مبدأ آفرینش بین آنها قایل نشده، آرامش خاطر و روان را هدف ازدواج و زن را محور آرامش معرفی کرده است.

2 – بقای نسل:
یکی از اهداف جانبی ازدواج، فرزند آوری و بقای نسل است.
امام سجاد(ع) وجود فرزند را از سعادت های انسان می داند(3). امام صادق(ع) یکی از معیارهای مهم در انتخاب همسر را توان زاییدن فرزند بسیار معرفی میکند (4).
3 – پاسخ به ندای فطرت:
ازدواج پاسخی است خداپسندانه به ندای فطرت زیرا خداوند وجود انسان غریزه جنسی را قرار داده است.
4 – حفظ عفت:
از هدف مهم ازدواج، حفظ پاکدامنی زنان و مردان و جلوگیری از لغزشهای گوناگون است، زیرا ازدواج تنها راه ارضای طبیعی تمایل جنسی است،از این رو پیامبر(ص) فرمود: «هر کس ازدواج کند، نیمی از دینش را حفظ کرده، پس باید در نیم دیگر از خدا بترسد»(5)
پی نوشت:
1 – غلامعلی افروز، همسران برتر تا ص 24.
2 – روم (30) آیه 21.
3 – وسائل الشیعه، ج 15 . ص 96.
4 – همان، ج 14 ، ص 33.
5 – سفینه البحار، ج 1، ص 561.
ازدواج برای دختر و پسر امری است غریزی و فطری. هر زمان این غریزه و فطرت و رشد سنی و عقلی و اجتماعی بیدار شود و دختر و پسر نیاز به ازدواج در درونشان بیدار شود؛ این زمان زمان ازدواج آن شخص است.

این نیاز به ازدواج اکثراً بعد از سنّ بلوغ شرعی دختر و پسر است. امّا زمان ظهور این نیاز در افراد متفاوت است. اگر جوانی به «بلوغ جسمی» و «بلوغ عقلی» رسیده باشد آماده ازدواج است.
در افراد مؤمن و باهوش این بلوغ جسمی و عقلی زودتر حاصل می شود. پس سنّ ازدواج چیزی است نسبی که در افراد مختلف، جوامع مختلف متفاوت است.
ما در اینجا شرایطی را که یک شخص را به سنّ ازدواج می رساند مطرح می کنیم؛ که این شرایط باید در هر دختر و پسری باشد تا یک ازدواج موفّق داشته باشد. همچنین باید گفت که تعیین کردن سنّ برای ازدواج و یک نسخه پیچیدن برای همه افراد امری است اشتباه چون هر کسی در سنّی خاص این شرایط را دارا است.
شرایط لازم برای رسیدن به سنّ ازدواج:
۱٫ رشد جسمانی:
دختر و پس باید از لحاظ جسمی به بلوغ برسند. یعنی دختر و پسر توانایی جنسی داشته باشند. تحقیقات نشان می دهد دختران در سن ۱۳ تا ۱۴ سالگی اکثراً بلوغ جنسی پیدا می کنند و تمام دختران تا سنّ ۱۷ سالگی بالغ می شوند.
و در پسران نیز از سنّ ۱۴ الی ۱۷ سالگی تماماً بلوغ جنسی پیدا می کنند. اولین شرط برای ازدواج همین بلوغ جنسی است که عموماً در دختران در ۱۵ سالگی و در پسران در ۱۶ سالگی حاصل می شود. منظور از بلوغ جنسی این است که اندامهای جنسی دختر و پسر آمادگی مسائل زناشویی داشته باشند.
به عبارت دیگر بلوغ جنسی عبارتست از خواسته های فیزیولوژیکی و غریزی یک فرد و ازدواج جوابی است به خواسته ها و هر چه بین این دو سؤال و جواب فاصله بیشتر باشد عقده های روانی بیشتر است.
۲٫ رشد عقلی:
به یقین زمانی که فردی رشد فکری لازم جهت انتخاب همسر را نیافته است، نمی تواند اقدام به تصمیم برای ازدواج خود بنماید و چه بسا قدرت تشخیص مصلحت یا مفسده در ازدواج با فرد مورد نظر را ندارد،[۳] رشد فکری پس از بلوغ جسمانی رو به تکامل می رود. پس از بحران های بلوغ، فرد استعدادها، توانائیها و امکانات محیطی خود را بهتر می شناسد و نسبت به شخصیّت خود بیشتر آگاهی می یابد. در نتیجه تصمیماتش بیشتر از عقل نشأت می گیرد تا احساسات.
۳٫ رشد عاطفی:
رشد عاطفی و احساسی از شرایط لازم برای ازدواج است و دارای محاسن و مزایای زیادی است. از جمله اینکه قدرت محرکه انسان است، عامل اتصال و پیوستگی و تلطیف انسانها و جوامع است، از مهمترین عوامل موفقیّت در زندگی زناشویی است. فرد برخوردار از رشد عاطفی، مهار احساسات منفی و مثبت خود را در دست دارد. او در ابراز خشم و ترس، گریه و شادی، محبّت و غیره در محدوده مورد قبول جامعه عمل می کند، نه همانند یک کودک. رشد عاطفی نیز مانند رشد عقلی به سنّ تقویمی نیست، بلکه به میزان یادگیری، تجارب فرد و از همه مهمتر تعامل عاطفی کودک با والدین و دیگر بزرگسالان آموخته می شود.
۴٫ رشد اجتماعی:
رشد اجتماعی رابطه نزدیکی با رشد عقلی و رشد عاطفی دارد. انسان دارای چهار دنیای اجتماعی است: خانواده، مدرسه، شغل و دوستان که فرد را باید از نظر اجتماعی در آنها مورد ارزیابی و بررسی قرار داد. فردی که از رشد اجتماعی برخوردار است روابط اجتماعی (از جمله رابطه بین زن و شوهر) را بهتر درک می کند، به دیگران احترام می گذارد، حقوق دیگران را محترم می شمارد، نقش، وظایف و مسئولیتهای مربوط به خویش را به نحو أحسن انجام می دهد.
۵٫ رشد اخلاقی:
روابط زناشویی همانند هر ارتباط اجتماعی دیگر بین انسانها با در نظر گرفتن ارزشهای اخلاقی و معنوی زن و مرد است که منجر به سعادت و معنویت زندگی آنان می گردد. بسیاری از امور و مسائل زندگی زناشویی در چهارچوب اخلاق و فضایل اخلاقی قابل حلّ است و هر اندازه زن و شوهر متخلّق به اخلاق و رفتار پسندیده مانند صداقت و گذشت، درستی و فداکاری و… باشند زندگی شان از سلامت و آرامش بیشتری برخوردار خواهد بود.
اگر دختر و پسر این شرایط را دارا بودند می توانند ازدواج نمایند. البته باید دانست مناطق، محیطها، جامعه ها، نسلها، نژادها، قبیله ها، خانواده ها و افراد (تفاوتهای فردی)، در این زمینه یکسان نیستند، بلکه تفاوتهایی با هم دارند، مثلاً در سرزمینهای «گرمسیر» بلوغ جنسی زودتر فرا می رسد تا مناطق «سردسیر»؛ و در محیطهای باز و شلوغ که برخورد زن و مرد و دختر و پسر بیشتر است، و در محیطهای غیرمذهبی و بی بند و بار که مسائل محرم و نامحرم و حجاب و عفّت کمتر رعایت می شود، بلوغ جنسی زودتر فرا می رسد تا در محیطهای مذهبی و پاک و با عفّت و پایبند به قوانین شرعی؛ و در خانواده های غیرمؤدب و بی فرهنگ که رعایت حفظ مسائل جنسی را نمی کنند و احیاناً بچه ها شاهد مسائل جنسی (کلامی و غیرکلامی) پدر و مادر خود هستند، بلوغ جنسی زودتر فرا می رسد تا خانواده هایی که این مسائل را رعایت می کنند. کمیّت و کیفیّت خوراک و غذا نیز در این موضوع تأثیر دارد؛ آنهایی که غذای بیشتر و قوی تر می خورند، بلوغ جنسی شان سریعتر است.
آنچه که آمار و تحقیقات نشان می دهد، حاکی از آن است که بهترین سن ازدواج برای پسران ۱۹ سال و برای دختران ۱۶ سال است. البته این سن متوسط است ممکن است پسر یا دختری زودتر از این نیاز به همسر داشته باشد، که باید اقدام شود.g در مسأله ازدواج نباید بیشتر به مسائل اقتصادی توجه کرد و ازدواج را به تأخیر انداخت که اگر به تأخیر بیفتد باید شاهد فساد و فحشاء در جامعه بود.
جوان اگر هنگام ازدواج نتواند ازدواج نماید تحت فشارهای جنسی و روانی از راههای غیرصحیح خود را ارضاء خواهد کرد. تحقیقات نشان می دهد که اگر جوانان خوب آموزش ببینند هم زندگی لذّت بخشی بعد از ازدواج خواهند داشت و هم فرزندانِ کسانی که در سنین گفته شده ازدواج کنند سالم تر و باهوش تر خواهند بود و در آینده با فاصله سنی کم ارتباط بهتری با فرزندان خود خواهند داشت.
زن وشوهر جوانی سوار برموتورسیکلت در دل شب می راندند.
آنها از صمیم قلب یکدیگر را دوست داشتند.
زن جوان: یواشتر برو من می ترسم! مرد جوان: نه ، اینجوری خیلی بهتره! زن جوان: خواهش می کنم ، من خیلی میترسم! مردجوان: خوب، اما اول باید بگی دوستم داری. زن جوان: دوستت دارم ، حالامی شه یواشتر برونی.
مرد جوان: مرا محکم بگیر . زن جوان: خوب، حالا می شه یواشتر برونی؟ مرد جوان: باشه ، به شرط این که کلاه کاسکت مرا برداری و روی سرت بذاری، اخه نمی تونم راحت برونم، اذیتم می کنه.
روز بعد روزنامه ها نوشتند:
برخورد یک موتورسیکلت با ساختمانی حادثه افرید.در این سانحه که بدلیل بریدن ترمز موتور سیکلت رخ داد، یکی از دو سرنشین زنده ماند و دیگری در گذشت.
مرد جوان از خالی شدن ترمز اگاهی یافته بود پس بدون این که زن جوان را مطلع کند با ترفندی کلاه کاسکت خود را بر سر او گذاشت و خواست برای اخرین بار دوستت دارم را از زبان او بشنود و خودش رفت تا او زنده بماند.
روانشناسان، یكی از نیازهای اساسی و مهم آدمی را نیاز به محبت ذكر كردهاند. آدمی در هر سن و مرحلهای از حیات خویش به محبت نیاز دارد و علاقهمند است كه دیگران او را دوست بدارند و مورد محبت آنان قرار گیرد. در این راستا، مرد و زنی كه با یكدیگر ازدواج كردهاند نیازهایی دارند كه خواستار ارضا شدن آن ها هستند.

در ذیل ده مورد از نیازهای مردان مطرح شده است كه آگاهی زنان از این نیازها می تواند به درک بیشتر و گرم تر شدن روابط بین زوج كمک كند.
برای توضیح هر مورد به ادامه مطلب مراجعه کنید لطفا
1- آرزوها و خواسته های همسرتان را به یاد بیاورید.
2- نشان دهید كه قوی و توانا هستید.
3- علائق مشترک تان را پیدا كنید.
4- نشان دهید كه عاشق همسرتان هستید.
5- محترمانه و قدرشناسانه برخورد كنید.
6- صمیمانه صحبت كنید.
7- در جست و جوی هدف و معنای زندگی باشید.
8- سپاسگزاری و قدردانی همسرتان را بپذیرید.
9- حامی و پشتیبان باشید.
10- به وظایف زناشویی خود به بهترین نحو عمل كنید.
در مکتب انسان ساز اسلام، سنت حسنه ازدواج بسیار آسان و ساده و بدور از آداب و رسوم غلط و دست و پاگیر است که حتی پایین ترین طبقات اجتماع، به راحتی می توانند بر اساس ملاک ها و تناسب های معرفی شده از طرف اسلام به تشکیل خانواده اقدام کرده و ازدواج کنند.

اما امروز موجی از آداب و رسوم غلط و ناشایست به راه افتاده که مشکلات را پیچیده کرده و مانع از ازدواج جوانان می شود و در نتیجه سن ازدواج نیز روز به روز بالا می رود.
برخی از این مشکلات و رسم های غلط عبارتند از:
1ـ مهریه سنگین، مثلاً به مقدار تاریخ تولد دختر.
2ـ تشریفات و پیرایه های عریض و طویل و کمر شکن.
3ـ تجمل گرایی و مد پرستی، خرج های اضافی و اسراف و بریز و بپاش.
4ـ چشم و هم چشمی و حسادت ها.
5ـ تهیه جهیزیه های زیاد و غیر ضروری.
6ـ عذر ادامه تحصیل و آزادی بیشتر.
7ـ مشکل پسندی به بهانه های مختلف.
8ـ عذر نداشتن ماشین و مسکن شخصی و .....
9ـ گرفتن شیربها در بعضی از مناطق.
10ـ اجبار به ازدواج فامیلی (مثل پسر عمو ـ دختر عمو) در بعضی از مناطق.
11ـ برقراری مجالس مختلف عروسی به تالارهای گران قیمت و آن چنانی.
12ـ برقراری مجالس آلوده به گناه و فساد، عروسی های مختلط و مزاحمت های اجتماعی.
13ـ عدم توجه به تحقیق و مشاوره به بهانه «قسمت بودن» ازدواج.
- حال سوال این است که:
1ـ این همه رسم ها و پیرایه های کمر شکن را چه کسی بوجود آورده است؟
2ـ چرا ماه به ماه و سال به سال بر این گونه رسوم غلط افزوده می گردد؟
3ـ چرا به جای گشودن گره ها، بر گره ها می افزاییم؟
4ـ چرا در فکر آن پسر و دختر جوانی که ضرورت فطری و اجتماعی ازدواج را به آن ها لازم می داند نیستیم؟
صحیح است که وضع زندگی عوض شده و سطح معیشت بالا آمده، اما معیارها و ارزش های اسلامی ـ انسانی، هرگز عوض نشده و نخواهد شد

باهم بودن ، در کنارهم مشکلات را حل کردن و از زندگی لذت بردن قانون زیبای طبیعت است. تنهایی آفت زندگی است.

راز خوشبختی و سعادت در چیست؟
عشق و شور زندگی یا آگاهی و دانش همسرداری؟
و یا مجموعهای از هر دوی آنها؟
آیا جادوی عشق، بدون دانش همسرداری، میتواند زندگی مشترک سعادتمندی را برای همیشه یا طولانیمدت تضمین کند؟
عشق راستین، صبور و بردبار است و بهدنبال شناخت بوده و با مرور زمان به وجود میآید
اگر می خواهید همسرتان همواره زنی با طراوت وسرزنده و مادری سنجیده ومهربان باشد تصور نکنید
که مجبورید بهای سنگینی را برای حصول این نتیجه بپردازید. فقط کافیست روزانه دقایقی به دقت به
حرفهای او گوش فرا دهید. دراین شرائط طبیعی ترین کاری که او خواهد کرد همان صحبت کردن است.
دراین مواقع برای اینکه همسرتان احساس کند که مورد پذیرش بیشتری است ، بهتر است چند توصیه
زیر را رعایت کنید:
1- وقتی احساس می کنید همسرتان ناراحت است، منتظر حرف زدن او نمانید. اگر شما آغاز گر حرف
باشید، 50 درصد ناراحتی اش را از بین می برید.
2- وقتی به او اجازه صحبت می دهید ، بدانید ناراحت شدن ازاینکه او چرا ناراحت است کمکی به حل مسئله نمی کند.
3- از قطع کردن سخن او اجتناب کنید.
4- وقتی نمی دانید که چه بگویید ، حرفی نزنید. اگر نمی توانید حرف مثبتی بزنید و یا اگر نمی توانید
جانب احترام را بگیرید، ساکتبمانید.
5- اگر همسرتان قصد صحبت نداشت با طرح سئوال او را به صحبت تشویق کنید.
6- احساسات او را اصلاح نکنید و در مقام داوری برنیایید .
7- تا حد امکان آرامش خود را حفظ کنید. واکنش نشان ندهید چراکه اگر حتی برای لحظه ای کنترل خود را از دست بدهید، بازنده می شوید.
